تبليغاتX
kiss the rain

kiss the rain
لینک دوستان
 

 

 

اینم مخفیگاه جدید واسه :

غزلیا، نسیمیا، و رستمیا

اینم آدرسش :

برو ببین خودت

قدم بر تخم چشم ما بگذارید اگر مایل بودید

فهلا

 

 

 

[ یکشنبه 21 فروردین1390 ] [ 10:9 ] [ غزل ]
 

 

باز باران بارید ...

خیس شد خاطره ها،

مرحبا بر دل ابر.

هر کجا هستی باش،

آسمانت آبی

و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی ...

 

سلام

امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه

یه سال دیگه گذشت

یه سال از تصمیمایی که پارسال این موقع گرفتیم و خیلیاشون شاید یادمون نیس، گذشت

نمیدونم چی باید بگم

بعضی وقتا مخم بد موقعی قفل میکنه

یا از اضطراب،

یا هیجان،

یا بغض،

یا تلخی چیزی که بخوای بگی

یا سختی سر هم کردن ۷ ماه خاطره

تو حرف نمیگنجه. نه ؟

 

شاید بهتر باشه

این پست کمتر رنگ غم داشته باشه

یا به قول تو تلخ نباشه

ناسلامتی عیده. مگه نه ؟!

خب بذار از خاطره های که ازتون داشتم و حرفایی که به دلم نشسته بگم

اینطوری بهتره

به ترتیب حروف الفبا میذارم اسماتون رو

که نگین فرق گذاشت :

 

بنیامین : انقد تو این مدت خاطره ی به قول خودت فانتزی دارم که نمیدونم کدومش رو باید بنویسم الان. ولی اولین چیزایی که اومدن تو ذهنم اینا بودن : نفس بکش - نمیخوام باور کنم نمیتونی - تو اون کسی نیسی که به من بگی چیکار باید بکنم و بهتر از همه : کوچکترین چیزی که من میتونم به تو بدم و تو میتونی به من بدی و همه میتونن به هم بدن یه تبسمه.   تو سال ۸۹ خیلی چیزی ازت یاد گرفتم داداشی

و شاید این لقب خوبی باشه تو بلاگفا واست : مبدع سبک عکس گذاری

 

پوریا : همیشه پستهات رو دوس داشتم و باورم نمیشد اینا حرفای یه پسر ۱۸ ساله باشه.  مخصوصا اون پستی که مربوط به ساعت شنی بود.

 

پیرمرد : خب از شما هم خیلی چیزی یاد گرفتم داداش کایکو.  میدونم خیلی اذیت کردم مث یه موش حرص درآورنده.  خیلی از حرفات رو دوس داشتم و نگاهت رو به زندگی.

 

جواد : امیدوارم موفق باشی مهندس !

 

جواد (تفکری نازیبا) : شما رو هم خیلی اذیت کردم. امیدوارم حاجی خوبی بشی و خوش باشی با منشیات.

 

حامد : هنوزم میگم منو باید با ایل و تبارم عروسی بدعوتی ها شادوماد

 

رسول : حرفایی رو که اولین بار زدی خیلی به دلم نشست. امیدوارم  اون چیزی که به صلاحته اتفاق بیفته واست و موفق باشی.

 

زهرا : وای زهرا جونم. قربونت برم تو که اولین دوس جونیم بودی.  تو که به قول خودت بیشتر از سنت میفمیدی. که قبلا کلی چت کامنتی داشتیم. که کلی خندیدم از دستت. که کلی خاطره دارم ازت. که خواهر قورباغه ایت بودم. که هنوز ناراحتم ازینکه سر کلاس اجتماعی که معلمش رو هم خیلی دوس داشتی به خاطر غزلی دیوونه حواست پرت شد.  امیدوارم هر جا هستی شاد باشی.

 

ساناز : باید به خاطر نظرای قشنگی که واسم گذاشتی کلی به تشکرم ازت. امیدوارم داداشیتو پیدا کنی.

 

سعید : خب شما مخاطب اون وبلاگ بودی ولی فک کنم واسه کنجکاوی بسری و چون اونجا خبری نیس اینجا میگم.  بحثای جالبی داشتم بات هر چند تو خیلی جاها اختلاف نظر داشتیم و کلاهامون به ظاهر میرفت تو هم. ولی فکرم رو باز کرد. موفق باشی.

 

سمیرا : از مدل کامنت گذاشتنت خوشم میومد. طوری میحرفیدی که احساس میکردم کنارمی.  امیدوارم کوشولوهای لی یونگ آئه رو ببینی.

 

سورین : خب میریم سراغ چخ چخی.  به رسم شما سلام.   اکثر پستهات رو دوس داشتم. حرفایی بودن که نمیدونسم چه جوری باید بزنمشون و تو با انتخاب درست اونا خیالمو راحت میکردی. از تو اون بحث سه نفرمون رو دوس داشتم که روز بعد مث قرشمالا اومدی سراغمون البته سراغ من چون بعضیا با موش مردگی خودشون رو کشیدن کنار. ( اصن با شما نیسم علی جان ها )  کلی از کخیدن بت و در آوردن صدای جیغ مانندت غرق در سرور میشدم دلبندم.  دلمان میخواست. زور دلت که اسمت رو اول ننوشتم  طوطی هم خودتی ؟!

 

غزل : احساس جالبی نسبت بهت داشتم. شاید چون اسمت رو خیلی دوس دارم. امیدوارم نواختن ویولن رو ادامه بدی.

 

فرزاد : اینو دوس داشتم :هر فکری هر غمی تو هر جای مال هر کسی هست
چه بهتر اینکه باشیم و باهاشون بجنگیم   مواظب احتیاط باش

 

مازیار : از شما اولین باری که اومدی و روان شناسی کردی خوب تو ذهنمه و سوالت در مورد خدا.  خیلی کمکم کردی و میکنی. آهنگ وبلاگت از یانی رو هم خیلی دوس داشتم.  الان هم دارم میگوشمش. سفر خوش بگذره.

 

محسن جوجو : خب از دست حرفای شما هم کلی خندیدم تو این مدت.  و اون پستت رو که درباره نجس ترین چیز دنیا بود رو خیلی دوس داشتم. امیدوارم در آینده خروس خوبی بشی و نوک نزنی. و البته عکس رنگیتو تو روزنامه ها ببینیم.

 

محمدرضا : شاید بیشترین توافق نظر رو با تو داشتم. تا اونجایی که یادمه. از یانی و ویولن و آهنگ وبلاگ بگیر تا شطرنج بازی قدیم تو و خاله ت و من و مهرشاد. و بازم میگم بهترین خاطره همون شب بود تا موقع نماز صبح. و حرفات راجع به غم رو هم خیلی دوس داشتم. امیدوارم در آینده پزشک حاذقی بشی.  و ممنون که باغث شدی این پست رو بنویسم  جواب کامنتت رو هم زیرش نوشتم 

 

مریم : و اما آجی جونم. واقعا مث آجی بزرگم بودی مریم گلی.  احساس نزدیکی داشتم بات. امیدوارم یخ مخت زودتر رنگ آفتاب ببینه و باز بشه.

 

مهدی : پدر جان امیدوارم شما هم موفق باشی. بذا بازم بگم : دست مریزاد.   

 

مهران : تنها چیزی که تو ذهنم میاد یه شخصیت مرموزه. و شعر : هی فلانی میدانی ......

 

نگین : خب تو هم که هنوز اون ساعته رو واسم نخریدی ننه. ولی بخشیدم اشکالی نداره. امیدوارم مث اسمت همیشه بدرخشی.

 

هستی و مهتاب : ایشالا دوباره مث سابق با هم بنویسین. و البته یه تولد به من بدهکاریا هستی خانوم. فک کردی یادم رفت. 

 

و در آخر : تو رو دربایستی مجبورم بنویسم   ( شوخیدم ها  ) که آره تو آخرای سال ۸۹ یکی به دوستام اضافه شد که من انیمیشنش رو خیلی دوس داشتم :  پدی آلوین  خب خاطره شم با یه شوخی کوشولو شروع شد  

 

همه تون رو دوس دارم دوستای گلم

اگه یه موقع ازم دلخور شدین ببخشیدم

و اگه اسم کسی فراموشم شد، شرمنده دیگه

نـــــــــــــــــــــــــــوروز مبـــــــــــــــــــــــارک

فهلا

 

 

 

[ یکشنبه 29 اسفند1389 ] [ 22:31 ] [ غزل ]
 

 

این آخرین پست این وبلاگه ...

شاید اومدم ولی اینبار با یه مخفیگاه جدید ...

تا اون موقع دلم میتنگه واسه همه تون

فهلا

 

 

 

گاهی عجیب از خودم متنفر میشم ...

 

 

 

 

 

 

[ شنبه 9 بهمن1389 ] [ 11:30 ] [ غزل ]

.: Weblog Themes By 7TooLs :.

درباره وبلاگ

-------> وروجک دلبندم <-------
امکانات وب